شمارهٔ ۲۲۳

در حضور دوستان می پرست

این گواهی میدهم اندر الست

هرکه را دادند جام بی هُشی

مست و لایعقل شدو از خود برست

دل ز بدو فطرتم از دست رفت

لاجرم اینجا نمی آید بدست

چون ندادم دل به دلداری نِیَم

لایق و همصحبت اهل نشست