شمارهٔ ۲۲۷
گوش بر آواز و چشمم بر درست
شور از آن شیرینزبانم در سرست
دلستان و دلربای و دلفریب
جان فدای او که از جان خوشترست
زلف شهرآشوب او تا شهره شد
شش جهات شهر پر شور و شرست
خواب چون در چشم گنجد هر که را
خار بالین است و خارا بسترست
گوش بر آواز و چشمم بر درست
شور از آن شیرینزبانم در سرست
دلستان و دلربای و دلفریب
جان فدای او که از جان خوشترست
زلف شهرآشوب او تا شهره شد
شش جهات شهر پر شور و شرست
خواب چون در چشم گنجد هر که را
خار بالین است و خارا بسترست