شمارهٔ ۲۳۲

مرا عشق جانانه‌ای دیگرست

مپندار بیگانه‌ای دیگرست

اگر مستی‌ای می‌کنم باک نیست

که این می ز خم‌خانه‌ای دیگرست

پیاپی دمادم به مستان عشق

روان کرده پیمانه‌ای دیگرست

به دارالشفا گرچه محرور را

چو فردوس کاشانه‌ای دیگرست