شمارهٔ ۲۳۴

یار ما را همچو روح الله دمی جان‌پرورست

گرد بر گرد لبش چون چشمهٔ خضر اخضر است

پستهٔ شور لبش خاصیتی دارد عجب

در ادای بوسه جان‌بخش است اگرچه دلبرست

سرو او بر می‌دهد شفتالو و سیب و انار

نیک ‌بختا هرکه را سروی چنانش در برست

آفتاب سرو قامت کس ندیده‌ست ای عجب

سرو ما را این عجب‌تر کآفتابش بر سرست