شمارهٔ ۲۳۷

به دیدار توام چندان نیازست

که شرحش چون شبِ هجران درازست

دگر خوابم نمی گیرد که تا روز

همه شب چشمم از اندیشه بازست

نیازم در نمی گیرد همانا

درِ امّید مشتاقان فرازست

تو می دانی و من اسرار معلوم

کسی دیگر نداند کاین چه رازست