شمارهٔ ۲۴۵

خوشا وقتِ دیوانگانِ الست

که بی دل دلیرند و بی باده مست

بهشت و جهنّم زده پشتِ پای

ز دنیا و دین کرده کوتاه دست

ز اضداد توحید صورت مبند

که این رشته دیرست کز هم گسست

ز پیوندِ مبداست این اتّصال

که آن جا جدا شد عسل از کبست