شمارهٔ ۲۴۶

بر یادِ صبوحیانِ سر مست

خواهم سر و پایِ توبه بشکست

ما آدمی ایم و رختِ توبه

باری ست که بر خران توان بست

سرمایۀ پاک باز خمرست

نتوان به قمار شد تهی دست

تو از سرِ نام و ننگ برخیز

طوفانِ بلا و فتنه بنشست