شمارهٔ ۲۵۱

خرابم از آن نرگسِ نیم مست

تمام اختیارم برون شد ز دست

توقّع مکن کز کمان‌دار تیر

اعادت کند چون برون شد زشست

به دیرِ مغان می‌پرستیده‌ام

ز بس می پرستی شدم بت پرست

اگر بت پرستی در اسلام نیست

کسی را ندانم در اسلام هست