شمارهٔ ۲۵۴

مستم امروز چنین مستی ‌مست

که زمن نیستی آمد در هست

گرنه پیوسته چنین باید بود

پس چرا عاشق و مستم پیوست

بر من انکار چرا چون همه‌‌اند

عاشق و شیفته و دوست پرست

محتسب مست و مشنِّع بر من

که دگر باره فلان توبه شکست