شمارهٔ ۲۷۱

من که باشم که تورا دوست ندارم ای دوست

با که افتاد نگه کن سر و کارم ای دوست

دل سپردم به تو و هیچ تفاوت نکند

گر رسد کار به جان هم بسپارم ای دوست

در کنارِ منی از روی حقیقت شب و روز

از میانِ تو جدا نیست کنارم ای دوست

آخر ای دوست چو من دوست مکن دشمن کام

شاید ای دوست که فریاد برآرم ای دوست