شمارهٔ ۲۷۶

بار دگر هوایِ نشابورم آرزوست

بر کف گرفته شیرۀ انگورم آرزوست

خوش در کنارِ دوست میان نخ و نسیج

تا روز خفته در شبِ دیجورم آرزوست

او از پیِ عیادتِ من رنجه کرده پای

بنهاده دست بر دلِ رنجورم آرزوست

لولویِ زیرِ حُقّۀ لعلِ لبش نهان

پیدا ز حقّه لولویِ منشورم آرزوست