شمارهٔ ۳۱۸

محنت سرای دهر چو جای مقام نیست

آسایشی در او ز حلال و حرام نیست

بی سور و ماتم و غم و شادی در این جهان

شامی به صبح رفته و صبحی به شام نیست

گر ملک کائنات به خورد کسی دهند

از فرط حرص و آز هنوزش تمام نیست

هم هیچ کار بهتر اگر نیک بنگری

از خدمت حریف و صراحی و جام نیست