شمارهٔ ۳۵۲

تا دل مجنون ما راه قلندر گرفت

هر چه نه لیلیش بود از همه دل برگرفت

سر به گریبان عشق برزد و مردانه وار

جان به میان برنهاد دامن دل برگرفت

عشق چو از کنج غیب راه کمین برگشاد

دل ز سر جان برفت سر کم افسر گرفت

باز چو برخاستم از روش نام و ننگ

بار دگر طعنه زن ولوله از سر گرفت