شمارهٔ ۳۵۴
ما دگر بوی کسی برنتوانیم گرفت
هر زمان شیوه ی دیگر نتوانیم گرفت
در وفای تو اگر سر برود از سر دست
شرط عهدی دگر از سرنتوانیم گرفت
گر ز هر گوشه هلیلی به درآید ماییم
که چو از هر کم مزهر نتوانیم گرفت
آفتابی تو و ما سایه از آن در عقبیم
که قدم از قدمت برنتوانیم گرفت