شمارهٔ ۳۵۶

عقل نه این دید نه آن باز گفت

عشق به من نام و نشان باز گفت

آن چه بدیدم نتوان بازدید

وآن چه شنیدم نتوان باز گفت

عشق فراگوش دلم برد سر

گر سخنی داشت نهان باز گفت

چشم نظر کرد و پذیرفت دل

سامعه بشنید و زبان باز گفت