شمارهٔ ۳۵۸
موذّن فالق الاصباح می گفت
گمان بردم که هات الراح می گفت
بر افکندم ز خواب آن دل ستان را
که می را مونس الرواح می گفت
سر ده را مسیح وقت میخواند
طلوع صبح را صبّاح می گفت
بدو گفتم چه می گوید موذّن
مگر رمزی در این اصلاح می گفت
موذّن فالق الاصباح می گفت
گمان بردم که هات الراح می گفت
بر افکندم ز خواب آن دل ستان را
که می را مونس الرواح می گفت
سر ده را مسیح وقت میخواند
طلوع صبح را صبّاح می گفت
بدو گفتم چه می گوید موذّن
مگر رمزی در این اصلاح می گفت