شمارهٔ ۳۷۵

ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت

وی حلقه ی جان و دل پیرامن گیسویت

تشویش خردمندان از باد صبا بودی

گر هیچ گذر کردی بر سلسله ی مویت

از پیرهن یوسف تا بیش نگوید کس

بر باد فشان یک شب سامک چه ی خوش بویت

شاید که کند دعوی کز خلد همی آیم

آن را که گذر باشد بر خاک سر کویت