شمارهٔ ۳۸۲

مرو درو که محیطی ست عشق پر تمساح

فرو نشین چو نزاری به عزلت ای سبّاح

گرت ز خویش به در آورد به کشتی لا

ازین محیط به الّا الله ت برد ملاّح

کسی ز عالم ظلمت نیامدی بیرون

اگر نه عشق فرا پیش داشتی مصباح

اگر چه هست عزازیل عامه مالک موت

محقّقان را عشق است قابض الارواح