شمارهٔ ۳۸۷

مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح

خم می دارد بر معجزه ی او ترجیح

او اگر کرد یکی مرده به عمری زنده

من به می مرده بسی زنده کنم لال فصیح

بوی درز در می خانه نسیم است ز خلد

روح را تازه کند رایحه راح به ریح

با من تشنه جگر کرد می روشن دل

آن چه با مزهر عاشق به وفا کرد صحیح