شمارهٔ ۳۹۹

ای ترک ما گرفته و از ما نکرده یاد

یاران چنین کنند نه هرگز چنین مباد

آبم به روی کار برفته ست و دل ز دست

زان گه که آتشم ز تو در خرمن اوفتاد

گه گه اگر کنم به ادای نماز عقد

حالی خیال روی تو پیشم برایستاد

پس چون کنم چه چاره توان کرد با خیال

انصاف من که می دهد اینجا به حق وداد