شمارهٔ ۴۰۸

چه چاره سازم اگر آن نگار برگردد

نهان شود ز من و آشکار برگردد

حجاب کردم با خود ز بیمِ طعنه و لیک

به طعنه کی دلم از غم گسار برگردد

از آن حجاب نمایم چو یار مستورست

که چشمِ بد رسد و روزگار برگردد

اگرچه دولتم از دولت است با من یار

ولی مباد که دولت ز کار برگردد