شمارهٔ ۴۲۳

یاری چو من از جملۀ عشّاق که دارد

بر سرو به هم افعی و تریاق که دارد

دل دار و دل آرام و دل آرای نگاری

با آن همه حسن این هم اشفاق که دارد

گو خلق ببینند که دل هایِ اسیران

آویخته از چنبرِ معلاق که دارد

زیرِ ورقِ سیم و فرازِ طبقِ گل

جفتی که در آفاق بود طاق که دارد