شمارهٔ ۴۳۰

کس نمی دانم که پیغامی برد

یک قدم با ما به یاری بسپرد

بندگی ها عرضه دارد و آن گهی

از دل آ [ رامم ] سلامی آورد

تا به وصلم کی مجالی می دهد

باز پرسد روی و راهی بنگرد

الله الله غفلتِ بی اختیار

بر من از بی التفاتی نشمرد