شمارهٔ ۴۵۵

دولتِ آن کس که ترکِ جاه بگیرد

یوسفِ جان را ز قعرِ چاه بگیرد

هم چو من از طاعت و گناه نپرسد

ترکِ خرابات و خانقاه بگیرد

دل به جگر گوشه یی دهد که دو چشمش

مملکتِ جان به یک نگاه بگیرد

ای که به جز غمزۀ تو باک ندارد

زلفِ تو هر دل که در پناه بگیرد