شمارهٔ ۴۵۹

میانه بخت دلم گر کرانه یی گیرد

بلای صحبت خوبان بهانه یی گیرد

خلاص یابد و پیرانه سر بیاساید

به طبع زاویه خنب خانه یی گیرد

ولی چگونه رود در رکاب سلطانی

که عالمی به سرِ تازیانه یی گیرد

زمان چو می گذرد از گذشته غم نخورد

محققانه ز نو سر زمانه ای گیرد