شمارهٔ ۴۶۶

خرد را که می ننگ و نامش بسوزد

بده تا حلال و حرامش بسوزد

به بد گفتن ما فقیه فسرده

زبان در مکش گو که کامش بسوزد

مدام از پی ما چه تشنیع دارد

بیا گو بخور تا مدامش بسوزد

اگر عشق در جانش اندازد آتش

رکوع و سجود و قیامش بسوزد