شمارهٔ ۴۶۹

هرکه در عشق چو ما از سر جان برخیزد

نه همانا که ز آسیب بلا پرهیزد

عشق گویند بلایی ست حذر کن ز بلا

پس رو عشق تو از پیش بلا نگریزد

عاشقم ، عاشقم ای یار ملامت چه کنی؟

لا محال از عقب عشق ملامت خیزد

عشق بی زخم ملامت نبود من چه کنم

چه کند عاشق و با عشق چه رنگ آمیزد