شمارهٔ ۴۸۲

اگر به جایِ تو ما را کسی دگر باشد

به جز خیال نه ممکن بود اگر باشد

سری که در قدمت می رود به حکمِ قضا

دریغ نیست به دستِ من این قدر باشد

چو بالِ نسر بسوزد ز پرتوِ خورشید

اگر مقابل رویت جمالِ خور باشد

دل از نشیمنِ جان در هوایِ طلعتِ تو

سریع سیر تر از مرغِ تیز پر باشد