شمارهٔ ۴۸۶

به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد

ز روی اهل دل پیوسته نامحرم خجل باشد

ز بُن گاهِ محبّت سویِ وحدت ره توان بردن

و لیکن عالمِ وحدت برون از آب و گِل باشد

اگر صد جان برافشانی و خود را در میان بینی

چه باشد کثرت و کثرت ز وحدت منفصل باشد

میانِ عقل و عشق البتّه اصلاحی نخواهد شد

وگر این ماجرا از حکمِ صد قاضی سجل باشد