شمارهٔ ۴۹۸
هر که را عشق هم نشین باشد
جامۀ خوابش آتشین باشد
خانه خالی که دوست ننشیند
در وجودی که مهر و کین باشد
بی نمازی بود که در رهِ عشق
التفاتش به کفر و دین باشد
دوستان در چنین بلا که منم
صبرم از دوست بیش ازین باشد
هر که را عشق هم نشین باشد
جامۀ خوابش آتشین باشد
خانه خالی که دوست ننشیند
در وجودی که مهر و کین باشد
بی نمازی بود که در رهِ عشق
التفاتش به کفر و دین باشد
دوستان در چنین بلا که منم
صبرم از دوست بیش ازین باشد