شمارهٔ ۵۱۱
چشمه خضر دهانی ست که جان می بخشد
روح را معجزه روح روان می بخشد
ما خرابیم و یبابیم* و مقامات کمال
به خراباتی بی نام و نشان می بخشد
با من و تو به جز از عشق بر او چیزی نیست
طاق ابرو و مژه تیر و کمان می بخشد
با من و با تو به جز بخشش او چیزی نیست
فطرت است این چه توان کرد چنان می بخشد