شمارهٔ ۵۱۶

پای هر کس که در آن سلسله‌ء مشکین شد

فارغ از قاعده و سنت اهل دین شد

نافه مشک که از باد صبا می زد لاف

چین زلف تو بدید و رخش پر چین شد

گل مگر بر رخ چون ماه تو افکند نظر

ورقش از عرق شرم و حسد پروین شد

سرو را رفتن چالاک تو خوب آمد ، گفت:

چابکی بر قد و بر قامت تو تعیین شد