شمارهٔ ۵۳۸

یاد یارانی که با ما عهد یاری داشتند

برشکستند از وفاداری و باد انگاشتند

حق حرمت حق عزت حق نان حق نمک

جمله ناحق بود پنداری همه بگذاشتند

خود وفا در اصل گویی بود معدوم الوجود

بر صحیفه چرخ این صورت مگر بگذاشتند

تا مرا سرسبز می دیدند در بستان جاه

چون کدو در دوستی گردن همی افراشتند