شمارهٔ ۵۴۷

حور چشمان ملایک منظرند

آن که بر عذرا دل از ما می‌برند

زین هوس ناکان‌ِ تر دامن چو گل

نیستند این‌ها گروهی دیگرند

می از آن خم‌خانه کایشان می‌کشند

پس بدان پیمانه کایشان می‌خورند

شوق می‌آرند و حالت می‌کنند

روح می‌بخشند وجان می‌پرورند