شمارهٔ ۵۴۹
آن کداماند و کیاناند و کجا میباشند
کز خرد دور و برانگیخته با اوباشاند
گرچه آزرده و رنجور شود دلهاشان
از جفای دگران سینۀ کس نخراشند
برِ این کِشته گر ابلیس خورد گر آدم
همچنان مجتهدان دانۀ خود میپاشند
گر به دربانیِ دل نصب شوی قانع باش
ماه و خورشید در این پردهسرا فرّاشاند