شمارهٔ ۵۸۰

نشسته ام مترصّد که یار باز آید

قرارداد مگر به قرار بازآید

چو حلقۀ کمرش در میان کنم دستی

گر به وعدۀ بوس و کنار باز آید

مگر موافقِ بختم شود چو اخترِ سعد

خلافِ قاعدۀ روزگار بازآید

رقیب مانع او شد ولی مگر هم زود

چو بگذرد دیِ هجران بهار باز آید