شمارهٔ ۵۸۱

زهی مراد اگر از دست رفته بازآید

به دست وانۀ امّیدِ من چو بازآید

ستیزِ عیب کنان را وفایِ عهد کند

خلافِ مدّعیان را به صلح بازآید

مرا ز من بستاند زبس که بنوازد

خیالِ او چو به بالینِ من فراز آید

عذابِ روزِ قیامت همین بود که دلم

هزار بار به جان از شبِ دراز آید