شمارهٔ ۶۰۳

فراموش کردم بلاد و دیار

که برگشت‌ بخت و بیفتاد کار

گرفتار گشتم به دامِ بلا

چه دامی بلایی سیه تاب‌دار

کمندش لقب باشد و زلف نام

خطِ استوا بر پسِ پشتِ یار

به مارِ سیاهش تشّبه کنند

اگر چه گزاینده نَبوَد چو مار