شمارهٔ ۶۲۰

باز آمدیم در سر از آشوبِ عقل شور

بر آتش از حرارتِ دل سینه چون تنور

ما بس نیازمندِ وصالیم و راه نیست

آری گران‌بهاست مراد و مرید عور

مارانِ موش حرص رقیبانِ کویِ دوست

هر چند عیشِ شیرین بر ما کنند شور

آیا به کامِ ما بود آن درجِ لعل‌پوش

یارب به دستِ ما رسد آن حقّۀ بلور