شمارهٔ ۶۲۴

ز نامردی ندارم طاقت نور

بدین عذرم که خواهد داشت معذور

دگر بار ار بود با او حضوری

وگر بی من بود نورٌ علی نور

چنان خواهم که مستغرق بباشم

در آن نور تجلّی بی کُهِ طور

حجابش طور بُد گویی از آن شد

کلیم الله به رای خویش مغرور