شمارهٔ ۶۲۸

هین که به جان آمده‌ام دست گیر

رحم کن و بار دگر در پذیر

هر چه کنی من نکنم اعتراض

بر من اگر رفت خطایی مگیر

تیغ ز بازوی تو و سر ز من

گردن تسلیم نپیچد اسیر

بس که کمان گوشهٔ ابروی تو

بر دلم از غمزه روان کرد تیر