شمارهٔ ۶۳۵
مرا که دست به روی خرد نهادم باز
به تَرهاتِ دگر مشتغل ندارد باز
ترا ز من چه خبر در مقام وجد که درد
به حضرت ملکی میبرم که داند راز
نفاذِ امر به جز عشق را مسلم نیست
چه بانگ چنگ به نزدیک کر چه بانگ نماز
به هرزه عمر گران مایه میکنی ضایع
مکن که مرگ یقین بهتر از حیات مجاز