شمارهٔ ۶۴۰

اگر چنان که تو دانی و من به خلوت راز

شبی دگر به مراد دلت ببینم باز

هزار بار به پایت درافتم از سر درد

به دیده خاک درت بستُرم به سد اعزاز

تو همچو خرمنِ گل پیش و من چو بلبل مست

به لابه می‌کنم از سوز سینه غم پرداز

مرا نماز به محراب طاق ابروی توست

به هیچ شرع روا نیست در دو قبله نماز