شمارهٔ ۶۵۱

امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز

در اوفتادم و یاری نکرد یار هنوز

گذشت عمرم و بختم نشد موافق طبع

که برخلاف مرادست روزگار هنوز

میان قلزم هجرم غریق و نیست پدید

کنار وعده و پایان انتظار هنوز

به هیچ خوف و رجا منقطع نخواهد شد

امیدم از شرف وصل آن نگار هنوز