شمارهٔ ۶۵۴

آخر ای دل چیست چندین رستخیز

عشق و میدان و تو ای غافل گریز

از صراط عاشقان پرهیز کن

نیست آنجا جز گذر بر تیغ تیز

چارهٔ دیگر نداری جز همین

اشک در دامان و می در جام ریز

دست در نای صراحی زن به عشق

چون مؤذن بانگ بردارد که خیز