شمارهٔ ۶۵۵

خون رز بر خاک می‌ریزی مریز

می‌کنی در خون خود با ما ستیز

یار باشی به گران‌جانی مکن

بیش ازین منشین سبک‌تر باش خیز

حاضرِ فرزندِ وقتِ خویش باش

گر نداری طاقت ای بابا گریز

بر بساط بزم مستان الست

چون نزاری پاک باز و خصل ریز