شمارهٔ ۶۵۸

رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاس

زمانه بر سر ما گو به خون بگردان آس

ز هم‌نشین موافق طلب حصول حیات

در سرای فرو بند بر عوام‌الناس

حذر ز صحبت جاهل که صفحهٔ کاغذ

سیاه‌روی شد از هم‌نشینی انقاس

اگرنه بر گل و سنبل گذر کند به بهار

نسیم باد صبا کی شود مسیح انفاس