شمارهٔ ۶۶۰

به من نظر مکن ای بی‌خبر به چشمِ قیاس

که سر عشق نهان است بر عوام النّاس

ز سوز برق محبّت فسرده را چه خبر

حدیث عطرفروش است و قصّهٔ کنّاس

گر از جمال سخن هیچش آگهی بودی

که داشتی خبر از سرِّ عشق چون قرطاس

جماعتی که ز مکشوف رازها دارند

دلیر باز نگویند جز به وجهِ هراس