شمارهٔ ۶۶۵
عاشق ازین شیوه نگشته ست کس
خود نه محبّت نه همین است و بس
تا غم دل شرح دهم یک زمان
تا به رخت در نگرم یک نفس
روز نباشد درِ من بیرقیب
شب نبود کوچهٔ من بی عسس
گر هوست بر سر من میزنند
در سر من جز هوست نیست بس
عاشق ازین شیوه نگشته ست کس
خود نه محبّت نه همین است و بس
تا غم دل شرح دهم یک زمان
تا به رخت در نگرم یک نفس
روز نباشد درِ من بیرقیب
شب نبود کوچهٔ من بی عسس
گر هوست بر سر من میزنند
در سر من جز هوست نیست بس