شمارهٔ ۶۶۸

یک امشبی که درافتاده‌ای بیا خوش باش

به رای خویش مرو هم به روی ما خوش باش

به بینوایی ما امشبی قناعت کن

چو هیچ ساز دگر نیست با نوا خوش باش

اگرچه لایق قدر تو صدر سلطان است

دمی به کلبهٔ احزان این گدا خوش باش

مترس اگرچه رقیبان تندخو داری

به نسیه غم نتوان خورد حالیا خوش باش